کرونا

در روزهای کرونایی سالمندان را بیشتر دریابیم

دکتر حسین قدرتی، عضو هیات علمی گروه مطالعات اجتماعی و  رئیس مرکز پژوهشی جغرافیا و علوم اجتماعی دانشگاه حکیم سبزواری

در روزهای کرونایی سالمندان را بیشتر دریابیم. سالمندی واپسین مرحله ی زندگی انسان است. مرحله ایست در همسایگی مرگ. آری مرگ. پدیده ای که گریز و وحشت از آن در عمق طبیعت و غریزه ی ما نهفته است.

گذشته از وجود شبح مرگ بر دوره ی سالمندی، ویژگی دیگری که سپری کردنِ آنرا سخت تر می کند احساس تنهایی است. سالمند کسی است که بسیاری از قوای جسمانی اش تحلیل رفته است:  کم بینایی، کم شنوایی، ضعف قوای حرکتی، پوکی استخوان و انواع دردها و فقدان های دیگر. پژوهش ها نشان می دهد رابطه ی معناداری میان مشکلات بینایی و شنوایی و حرکتی با احساس تنهایی دائمی در سالمندان وجود دارد. مجموع این محدودیت ها باعث می شود که انگاره ی خاصی از فرد سالمند در ذهن افراد شکل بگیرد.

شاید به همین علت است که وقتی به فرد سالمندی برخورد می کنیم ناخودآگاه با صدای بلندتری صحبت می کنیم. همچنین سالمند فردی است متعلق به نسلی پیش تر. نسل ها، گروه هایی اجتماعی اند که بر اساس علایق، نیازها، دیدگاه ها و ابژه های مشترک شکل می گیرند و افراد هر نسل همدیگر را بهتر از نسل های دیگر درک می کنند. در جوامع در حال تغییر و توسعه مانند جامعه ما، شکاف بین نسل های جدید و قدیم و عقب افتادنِ سالمندان از تغییرات نوظهور (تکنولوژی های جدید، ارزش ها و نگرشهای نو)موجب می شود ارتباط گیری با سالمندان دشوارتر شود.

سالمندی و روزهای کرونایی

مجموع این شرایط منجر به  رویکردی می شود که در آن فرد سالمند کم کم از چشم جوانترها می افتد و انها ناخواسته به او کمتر توجه کنند. در جمع های خانوادگی معمولا ارتباط ها بیشتر بین اعضای جوانتر است و فرد سالمند هر چند در میان جمع، اما گویا دلش جای دیگر است.

در جوامع در حال گذار ما با انبوهی از معضلات، آسیب ها و بحران ها مواجهیم به ویژه در جامعه ای مثل ایران که دوران گذار آن بسیار طولانی شده است. انواع مرگ و میرهای زودهنگام به واسطه تصادفات، جنگ ها، بیماری ها؛ بیکاری، فقر، تنش های زناشویی، طلاق و بسیاری مسایل دیگر. سالمند کسی است که تجربه های زیادی را از سر گذرانده و بارِ انبوهی از تجارب به ویژه تلخ بر خاطره ی او سنگینی می کند: مرگ عزیزانش و در بسیاری موارد همسر او، بیکاری و مشکلات زناشویی فرزندانش و دغدغه هایی از این سنخ برای اطرافیانش.

در جوامع سنتی که کارکرد مراقبت از سالمندان بر دوش خانواده گسترده و فرزندان بود، تجربه ی دوران سالمندی از نظر احساس تنهایی مانند جوامع امروزی نبود. امروزه با شکل گیری خانواده ی هسته ای، این کارکرد یا به خانه های سالمندان سپرده شده و یا عموما سالمندان به تنهایی روزگار می گذرانند. نوربرت الیاس جامعه شناس در اثر خود به نام “تنهایی دم مرگ” نشان می دهد که در جوامع جدید با راندن مرگ از عرصه اجتماعی، تنهاییِ فرد، در واپسین مرحله زندگی عمیق تر شده است.

در نهایت در شرایط اپیدمی کرونا، سالمندان، مدام با سیل خبرهای مربوط به آمار مبتلایان و تلفات بیماری مواجه اند و هر روز می شنوند که احتمال مرگ و میر در سنین بالا بسیار بالاتر است. شاید کرونا و احساس نزدیکی به مرگ موجب شده باشد که جوان ترها، تجربه روزهای عادیِ سالمندان را تا حدی درک کنند اما تجربه ی این روزهای سالمندان قاعدتا چیز دیگری است.

  اکنون که رعایت فاصله گذاری فیزیکی برای سلامتی سالمندان بسیار مهم است، احساس تنهایی حاصل از این وضعیت نیز پیامدی است که می تواند آسیب های بیشتری از نظر روحی و روانی بر این قشر وارد کند. حال در نظر بگیریم که علاوه بر همه اینها سالمندانی هستند که به خاطر سختی تامین معیشت هنوز مجبورند کار کنند یا در خانه بمانند و با دغدغه ی آن دست و پنجه نرم کنند. باری درین شرایط سالمندان را بیشتر دریابیم: “به دمی یا درمی یا قلمی یا قدمی”

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن